علم یا ثروت؟

علم بهتر است یا ثروت؟
(یادش بخیر اینو موضوع انشاء میدادن قدیما....الان رو نمیدونم....)

پاسخ را از مولا علی علیه السلام بشنویم:
كمیل! دانش به از مال است كه دانش تو را پاسبان است و تو مال را نگهبان. مال با هزینه كردن كم آید، و دانش با پراكنده شدن بیفزاید، و پرورده مال با رفتن مال- با تو- نپاید. اى كمیل پسر زیاد! شناخت دانش، دین است كه بدان گردن باید نهاد.
آدمى در زندگى به دانش طاعت- پروردگار- آموزد و براى پس از مرگ نام نیك اندوزد، و دانش فرمانگذارست و مال فرمانبردار. كمیل! گنجوران مالها مرده‏اند گر چه زنده‏اند، و دانشمندان چندان كه‏ روزگار پاید، پاینده‏اند. تن‏هاشان ناپدیدار است و نشانه‏ هاشان در دلها آشكار.


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 6:57 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

مکتبخانه ی صادق: قهقهه ی ابلیس

مردمک چشمهای سرخش دو دو می زد. به علم و دانایی اش رشک می برد. آتش حسادت بر زبانش بوسه زد و دهان اژدها گونه باز کرد و نعره کشید:
-
ابراهیم! ابراهیم کجاست؟
ابراهیم بن جبله از گوشه ی تاریک تالار بیرون آمد و تا سریر منصور افتان و خیزان آمد.
-
بله یا امیر؟
-این جعفر...! این جعفر...!
چیزی به ذهنش نرسید، فقط هجوم دانش و عبادت واخلاق بود. یک اخم، یک دعوای بی مورد، یک بهانه برای مجازات نیافت. از آتش زدن خانه و به اسب بستن امام، هر کاری را که دلش فرمان می داد کرده بود. نفس طغیانگرش نمی گذاشت یک لحظه امام را آسوده رها کند.
-
برو... ام... ها! جامه های جعفر را بر گردنش ببند و اینچنین نزد من بیاورش!
ابراهیم سر خم کرد.
***

ابراهیم پرسان پرسان امام را یافت. در گوشه ای از مسجد چنان گرم مناجات بود که انگار نه انگار نیمی از جهان علیه اش دسیسه کرده اند! صدای گرم «یا ربّ» اش همچون نسیمی از جان ابراهیم گذشت. ابراهیم مثل قوچ سرگردانی دو قدم برمی داشت و یکی بازمی گشت. یاد چشمان به خون نشسته ی منصور دوانیقی خونش را به جوش آورد و وارد مسجد شد.
هر چه نزدیک تر می شد امام در نظرش بزرگتر می شد. نزدیکتر... بزرگتر! عاقبت خودش را از آستین امام آویخت.
-
یابن رسول الله! با من به کاخ بیا، منصور تو را می خواند!
امام نگاهی ترحم آمیز به او کرد و آستینش را تکاند تا دستهای ابراهیم را جدا کند.
-
انا لله و انّا الیه راجعون. بگذار دو رکعت نماز بخوانم.
ابراهیم از امام فاصله گرفت. از او تعجب می کرد. اگر به منصور می گفتند به اخر عمرت دقائقی بیش نمانده چه کارها که نمی کرد، ولی او طوری نماز می خواند که انگار از این دنیای پر رنگ و لعاب، فقط همین یک کار وجود دارد. ابراهیم اشکهای امام را می دید که بر گونه هایش جاری می شد و در ریشهای منظم و سپیدش فرو می ریخت.
نماز که تمام شد امام رو به ابراهیم کرد:
-
به هر روش که تو را امر کرده مرا ببر!
ابراهیم بر خود لرزید. ار تصور اینکه او را با جامه هایش بر زمین بکشاند و ببرد تنش را لرزاند. نمی دانست در این خاندان ریسمان در گردن انداختن کار تازه ای نیست...
-
نه! هرگز! بمیرم چنین نخواهم کرد.
***
«
دست از من بدار که روز مفارقت من و تو نزدیک است
رنگ از صورت منصور پریده بود. نفسهایش به شماره افتاده بود... از ترس انگار قفسه ی سینه اش در هم می شکست. حرف امام در گوشش تکرار می شد. امام رو به درب خروج راه افتاد و رفت. رد عبای امام را گرفت.
-
ابراهیم! ابراهیم!
ابراهیم جلو دوید.
-
به دنبالش برو. ببین من از این دنیا می روم یا او!
***

خنده اش از شوق بند نمی آمد... شنیده بود اول امام میرود...

منبع: مهج الدعوات، ص 186
بازنویسی: پ.میعاد


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 6:57 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

سخن خوبان

روزی شخصی خدمت امام صادق (ع) رسید و خدمت آن حضرت عرض کرد که کسی در جایی پشت سر آن حضرت غیبت می کرده است.
حضرت در پاسخ فرمودند:
« اگر تو راست گفته باشی، سخن چینی کرده ای؛ اگر نه که دروغ گفتی و دروغگو هستی، به هر حال کار تو ایراد دارد».

پس همیشه به یاد داشته باشیم که اگر پشت سر یکی حرفی زدند، خیال نکنیم که با گفتن آن حرف به آن شخص، خدمتی به او کرده ایم، بلکه خیانتی است که به خود می کنیم!


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 6:57 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

یاد خدا

یا ارحم الراحمین ...

 

در مناجات محبّین منسوب به امام سجاد(ع) آمده است:

 

 "خدای من! کیست که شیرینی محبّت تو را چشید و یار دیگری را برگزید؟

و کیست که به قرب و نزدیکی تو انس گرفت و جدایی تو را طلبید؟ ''

 

و در روایتی منسوب به امام صادق(ع) آمده است:

 

  "نور محبت خدا بر درون هر بنده ای بتابد، او را از هر مشغله ی دیگری تهی گرداند،

هر یادی جز خدا تاریکی است.

دلداده ی خدا مخلص ترین بنده ی خداست ،

راستگوترین مردمان و وفادارترین آن ها به عهد و پیمان است."


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 6:56 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

درک خداوند سبحان

امام جواد علیه السلام

داود بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله جعفر، معروف به ابوهاشم جعفری نوه پنجم جعفر بن ابی طالب معروف به جعفر طیار، از اصحاب بزرگ، چهار امام است . وی محضر امام رضا، امام جواد، امام هادی و امام حسن عسكری علیهم السلام را درك كرد و به حضور مقدس امام زمان (عج) نیز نایل شد . ابوهاشم می‎گوید: به امام جواد علیه السلام عرض كردم: خداوند می‎فرماید: " قل هو الله احد "؛ احد به چه معناست؟

حضرت فرمود: احد یعنی كسی كه همه صفات وحدانیت در او جمع است . حضرت ادامه داد: " آیا آیه دیگر قرآن را شنیده‎ای كه خداوند می‎فرماید: اگر از این كافران مشرك بپرسی آسمان‎ها و زمین را چه كسی آفریده است؟ و خورشید و ماه در تسخیر كیست؟ به یقین آنان می‎گویند، خدا ."

آیا پس از این نیز می‎توان شریكی برای خداوند تصور كرد؟

ابوهاشم نقل می‎كند از حضرت پرسیدم: معنای آیه دیگر قرآن كه او را هیچ چشمی درك نمی‎كند و حال آن كه او بینندگان را مشاهده می‎كند، چیست؟

امام جواد علیه السلام فرمود: ای ابوهاشم، دقیق‎تر از ادراك چشم‎ها، ادراك دل‎هاست . در حال حاضر تو می‎توانی در خاطر و ذهن خود "سند" و "هند" و شهرهای دیگر را كه نرفته‎ای مجسم كنی در حالی كه مشاهده آنها با چشم برای تو مقدور نیست .

خداوند را با چشم دل‎ها نمی‎توان درك كرد تا چه رسد به درك و مشاهده آن با چشم (سر).

 

منبع:

اصول كافی، ج 1 ،ص 98/ کتاب الامام الجواد علیه السلام من المهد الی اللحد، ص172/ الاحتجاج ، ج 2، ص 238 .


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 6:56 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

زلالتر از آبها

می‌دانم تو زلالتر از آنی که بشود شعری درباره‌ات سرود.

تو آنقدر زیبایی که تا نامت به میان می آید، برق شعف در چشمهای دقیقه‌هایم می‌افتد.

بر من مباد با این زلالی، جانب آبها را بگیرم! اصلاً خود آبها می‌گویند:

دستهایت از تمام شعرهایی که زیر این آسمان است، آبی‌تر و شفاف‌تر است.

 

سالها با تقویم شناخته می‌شوند و همه تقویم ها، بوی پنجره می‌دهند؛

چون نمی‌شود در طول سال، تو را زمزمه نکرده باشند.

همه روزهای خدا قشنگ است؛ چون زیبایی نامت از ماه هم فراتر می‌رود.

چه می‌گویم؟

اصلاً ماه، چراغ خود را به احترام نامت خاموش کرده است.

ای خورشید پرطراوت عشق! درها را که بی دلیل نمی‌گشایی.

حکمتی هست ای مطلع غزل های امید، یا باب الحوائج!

تا تو هستی جهان به اسطورهای دیگر نیم نگاهی هم ندارد.

من اما از چه بگویم؟

از بلندای قامتت که سروها بر آن سجده بردند؟

از قوت بازوانت که برای همیشه افتخاری روشن است؟

 

یا عباس! نام تو به میان آمده است و کلمات سبز شعر، دفترم را به آن سوی مرزهای باران کشانده است.

همیشه حق با دفترم است که می‌گوید:

هر دلی که از رنگ دستهایت نقش نپذیرد، گناهی نابخشودنی است.

 

نوشته: عباس سرو ایستاده

تنظیـم : گروه دین و اندیشه


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 6:56 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

سخنان گران مایه

رسول اکرم (ص) :

بنده ای نیست که به خداوند خوش گمان باشد مگر آن که خداوند نیز طبق همان گمان با او رفتار کند.

 

 

امام علی (ع) :

هرگاه بنده ای بخواهد چیزی بخواند و یا کاری انجام دهد و بسم الله الرحمن الرحیم بگوید در کارش برکت داده می شود.

 

 

امام صادق (ع) :

کسی که کارهای خود را به خدا بسپارد همواره از آسایش و خیر و برکت در زندگی برخوردار است و واگذارنده حقیقی کارها به خدا ، کسی است که تمام همتش تنها به سوی خدا باشد.

 


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 6:55 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

دلیل بر وجود خدا چیست ؟

بنام خالق زیبای آسمانها و زمین ...

حضرت رضا علیه‌السلام در میان دوستان خود بودند که یکی از منکران وجود خداوند تبارک و تعالی از را راه رسید.
امام به او فرمود: ‌اگر حق با شما باشد، و خدایی در کار نباشد، ما و شما برابریم، و نماز و روزه و زکات و ایمان ما، به ما زیان نخواهد رسانید. اما اگر حق با ما باشد، در این صورت ما رستگاریم و شما زیان‌کار و در هلاکت خواهید بود.
مرد منکر گفت: به من بفهمان که خدا چگونه است و در کجاست؟‌
امام رضا علیه‌السلام فرمود: وای بر تو! این راهی که می‌روی غلط است. خدا «چگونگی»‌را «چگونه»‌کرد؛ بی‌آنکه او به «چگونگی» ‌توصیف شود و او مکان را مکان کرد بی‌آنکه خود دارای مکان باشد؛ بنابراین ذات پاک خدا با چگونگی و مکان شناخته نمی‌شود و با هیچ‌یک از نیروهای حس درک نمی‌شود و به هیچ‌چیزی تشبیه نمی‌گردد.
مرد گفت: اگر خدا با هیچ‌یک از نیروهای حس درک نمی‌شود، بنابراین او چیزی نیست.
امام رضا علیه‌السلام فرمود: وای بر تو! ‌چون نیروهای حسی تو از درک او عاجز هستند، او را انکار کردی؟ ولی ما در عین آنکه نیروهای حسی ما از درک ذات او عاجز است، به او ایمان داریم و یقین داریم که او پروردگار ماست و به هیچ‌چیزی شباهت ندارد.
مرد گفت: به من بگو خدا از چه زمانی بوده است؟‌
امام رضا علیه‌السلام فرمود: به من خبر بده که خدا از چه زمانی نبوده است، تا من به تو خبر دهم که در چه زمانی بوده است.
منکر گفت: دلیل بر وجود خدا چیست؟
امام رضا علیه‌السلام فرمود: من وقتی که به پیکر خود می‌نگرم، نمی‌توانم در طول و عرض آن چیزی بکاهم یا بیفزایم، زیانها و بدیهایش را از آن دور سازم و سودش را به آن برسانم؛ از همین موضوع تعیین کردم که این ساختمان دارای سازنده‌ای است؛ ازاین‌رو به وجود صانع و سازنده اعتراف کردم؛

افزون بر آن، گردش سیارات، پیدایش ابرها، وزیدن بادها و سیر خورشید، ماه و ستارگان و نشانه‌های شگفت‌انگیز و آشکار دیگر را که دیدم، دریافتم که این گردنده‌ها گرداننده دارد و این موجودات دارای سازنده و پردازنده است.
و اینجا دیگر مرد حرفی برای گفتن نداشت ...


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 6:55 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

خدای با مرام

"بدان خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست به تو اجازه درخواست داده

و اجابت آنرا به عهده گرفته است .

تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند .

در خواست رحمت کنی تا ببخشاید

و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند

و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری

و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است

 

 

در کیفر تو شتاب نداشته

و در توبه و بازگشت بر تو عیب نگرفته است

در آنجا که رسوایی سزاوار توست رسوا نساخته

و برای بازگشت به خویش شرایط سنگینی مطرح نکرده است

در گناهان تو را به محاکمه نکشیده

و از رحمت خویش ناامیدت نکرده

بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکی شمرده است .

هر گناه تو را یکی , و هر نیکی تو را ده به حساب آورده

و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است .

 

 

هر گاه او را بخوانی ندایت را میشود

 و چون با او راز دل گویی راز تو را میداند .

پس حاجت خود را با او بگوی

و آنچه در دل داری نزد او بازگوی

غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن

تا غمهای تو را بر طرف کند

و در مشکلات تو را یاری رساند ."

 

علی علیه السلام

 


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 6:55 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

با معصومین (ع)

رسول اکرم (ص) :

 

خدایا روزی کن مرا محبت خودت و محبت دوستدارانت را و محبت آنچه مرا به تو نزدیک می کند

و محبت خودت را نزد من از آب خنک محبوب تر گردان.

 

 

امام علی (ع) :

هر کس به خاطر خدای سبحان از چیزی بگذرد ، خداوند بهتر از آن را به او عوض خواهد داد.

 

حضرت فاطمه (س):

خداوند متعال ،صبر و استقامت را کمکی برای استحقاق دریافت پاداش مقرر کرد .

 امام محمد باقر (ع) :

آن که بر خدا توکل کند ،مغلوب نشود .

 امام رضا (ع) :

نصف عقل آدمی به این است که با عموم مردم با محبت ومهربانی رفتا ر کند .


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 6:55 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0